تولد سه سالگی و خاطرات این مدت
این متن رو برای همه دوستانم رو تولد رادوین اس مس زدم
امروز یاس را باید کاشت
توی گلدون ظریفی
پرده ها رو باید پس زد
و به خورشید فضا داد
امروز حال عجیبی دارم
احساس قشنگی دارم
امروز رادوینم سه سال از بهار زندگیش رو گذروند 
9 خرداد دنیا صدای گریه کودکی را شنید ،کودکی زیبا و آرام.
تولدش بهانه ای شد تا این فصل و این روز را بیشتر دوست داشته باشم.
از همان بدو تولد انگشت شصت را با ولع می مکید و صدای ملچ ملوچش در اتاق انعکاس می یافت وقتی پزشک قد و وزنش را اندازه می گرفت.
نوزادی با قد 49 سانتیمتر و وزن 3350 گرم ،شد گل سر سبد من،تمام وجودم ،عشقم،عمرم نفسم
امروز خورشید شادمانهترین طلوعش را داشت و دنیا رنگ دیگری !قلبم به مناسبت آمدنت،در سینه نمی گنجد.
روزی که مادر شدم ،از شوق دیدنت ،اشکهایم دیدم را تار کرده بود و نمی گذاشت صورت تپل و چون ماهت را خوب ببینم
روزی که مادر شدم و تو را در آغوش گرفتم ،قلبم را جانم را نفسم را در آغوش داشتم
روزی که مادر شدم ، قلبم در سینه جایش تنگ شده بود
و چه حس زیبایی است مادر شدن.

روز تولد رادوین چشم به ساعت بودم که ثانیه ها نگذره و من بتونم از لحظه تولد رادوین عکس بگیرم

روز اخر بارداری


کادوی تولد مانی جون مامان بزرگش و بابا حسین هم 50 تومن پول داد

رادوین دوست داشت که شب هم توی استخرش بخوابه

مامان و بابا حسن هم 100 تومن پول دادن

رادوین علاقه زیادی به این ماشینش داره

امسال یه مهمونی خونوادگی داشتیم
رادوینم حسابی بزرگ شده حرف زدنهاش و استدلالش برام خیلی جالب هوش زیادی که داره گاهی من رو تو فکر میبره امیدوارم که بتونم استعدادهاشو کشف کنم
تو ماشین که بشینه تمام چراغ های جلو و عقب راهنما رو میشناسه و میاد بیرون هر کدوم رو تک تک بهم نشون میده که این چراغ دنده عقب هست این چراغ ترمز هست و این چراغ راهنما ست
خیلی ابراز علاقه میکنه 
همش میگه مامان عاشگتم عاشگتم دوسد دالم
این مدت خیلی درگیر کلاسها و تور شدم
و از همه دوستام عذر خواهی میکنم که نتونستم بیا وبلاگتون 
دوهفته پیش تور سورتمه تالش رو داشتیم و ساحل گیسوم جاتون خالی

بسیار زیبا بود و بهمون خوش گذشت
هفته گذشته بزرگترین ابشار ایران رفتیم به اسم لاتون
بسیار طبیعت زیبا و بکری داشت و 5 ساعت پیاده رویی تو جنگل داشتیم چون ماشین رو نبود. و این منطقه تو استارا بود بهتون پیشنهاد میکنم حتما برید


105 متر ارتفاع ابشار بود
و اسبهای وحشی تو مسیر زیاد دیده میشدن
بخاطر اینکه تعداد کمی میتوند برم محیط تمیز مونده

طول مسیر هیچ روستایی نیست

تعطیلات 4 روزه رو هم دوست داشتیم شمال بریم ولی بخاطر شلوغی پشیمون شدیم و دل رو زدیدیم به کوه و با دوستامون تعطیلات خوبی داشتیم
و رادوین تو این مدت حسابی خوش گذروند
عکسها رو تو پست بعدی میزارم


تولد سه سالگی و خاطرات این مدت 




